جمعه 12 شهريور 1389 - 35 : 11 - اخبار : 18

رعایت اخلاق و منش پهلوانی گام نخست هرگونه رقابتی است...www.ipna.ir...www.ipna.ir...www.ipna.ir

     

امداد و نجات در کوه‌های ایران تخصص، رقابت یا وظیفه؟

در پی حادثه سقوط بهمن در کوه‌های شمال تهران که منجر به فوت یک کوهنورد شد خبرگزاری ورزش (ايپنا) با حضور در محل به بررسی این حادثه و عملکرد تیم‌های امداد و نجات حاضر در منطقه پرداخت.
کدخبر :8921
تاریخ : جمعه 13 دي 1387
ساعت: 31 : 11  بازدید کنندگان : 4335 نفر

نسخه چاپی
 

تعداد تصاویر : 1 - کلیک کنید

 در پی حادثه سقوط بهمن در کوه‌های شمال تهران که منجر به فوت یک کوهنورد شد خبرگزاری ورزش (ايپنا) با حضور در محل به بررسی این حادثه و عملکرد تیم‌های امداد و نجات حاضر در منطقه پرداخت.

به گزارش خبرگزاری ورزش ایران (ایپنا)، این حادثه در روز پنجشنبه 5 دی ماه و در ساعت 15:30 در مسیر جانپناه شیرپلا به گردنه کلکچال رخ داد که منجر به فوت شخصی به نام مهدی مویدزاده کوهنورد مقیم دانمارک شد، اما گروه امداد و نجات 15 ساعت بعد از رخ دادن حادثه و بدون تجهیزات لازم برای پیدا کردن فرد بهمن‌زده برای نجات وی اقدام کردند در حالیکه اگر در ساعات اولیه گروهی با تجهیزات لازم در محل حاضر می شد احتمال نجات وی دیده بسیار افزایش می یافت.

نکات مورد توجه در این حادثه به شرح زير است:

 

1-ضعف آموزشهای عمومی

شاهدان حاضر در صحنه حادثه بعد از دقایق کوتاهی تلاش برای پیدا کردن فرد حادثه دیده محل را ترک و جهت کمک گرفتن عازم جانپناه شیر پلا می شوند. در حالیکه در نجات فرد حادثه دیده از بهمن دقایق ابتدائی بسیار حائز اهمیت بوده و در 15 دقیقه ابتدائی بیشترین احتمال برای زنده یافتن فرد بهمن زده وجود دارد. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که در کلیه آموزش‌های مربوط به نجات فرد حادثه دیده از بهمن بر این نکته تاکید بسیار می‌شود: (براي آوردن كمك وقت را هدر ندهيد! شما تنها كساني هستيد كه در 15 دقيقه حياتي اول مي‌توانيد جان فرد را نجات دهيد. آوردن كمك فقط براي جستجوي جسد خواهد بود.)

 

2-عدم استقرار یک تیم مجهز و آموزش دیده در جانپناه شیرپلا:

جانپناه شیر پلا یکی از بزرگ‌ترین و پرترددترین مجتمع‌های کوهستانی کشور است و اطراف این جانپناه یکی از حادثه خیزترین نقاط کوهستانی در شمال تهران است، اما هیچ تیم امدادی در این مکان مستقر نبوده و در حالیکه حادثه در ساعت 15:30 دقیقه رخ داده، عملیات جستجو صبح روز بعد و با 15 ساعت تاخیر آغاز می‌شود. خانواده مرحوم مویدزاده در گفت‌ و گو با خبرگزاری ورزش ایران (ايپنا)، ضمن تاکید بر این نکته ابراز داشتند که علی‌رغم پیگیری‌های انجام شده برای اطلاع یافتن از سرنوشت مرحوم مویدزاده تیم‌های امداد و نجات از دادن هرگونه اطلاعات صحیح به خانواده آن مرحوم خودداری نموده و فرد حادثه دیده را شخصی بین 20 تا 25 ساله معرفی می‌کردند و تنها پس از پیگیری‌های فراوان توسط خانواده مویدزاده و اطمینان از عدم رخ دادن حادثه دیگر از بروز حادثه برای مرحوم موءید زاده اصمینان حاصل می‌کنند.

 

3-مجهز نبودن تيم‌هاي امدادي هلال‌‌احمر و آتش‌نشاني به ابتدايي‌ترين و حياتي‌ترين ابزار جستجو در بهمن و نداشتن آموزش و تجربه لازم برای جستجو:

در حالیکه تیم‌های امدادی حاضر در منطقه پوشاک بسیار مناسب از معروف‌ترین و گرانقیمت‌ترین مارک‌های لوازم کوهنوردی را به تن داشتند هیچ کدام حیاتی ترین وسیله جستجو در بهمن که میله سونداژ در برف است را به بهانه گران‌قیمت بودن آن به همراه نداشتند. در حالیکه قیمت این وسیله از قیمت یک دستکشی که اعضای گروه امداد به دست داشتند ارزان‌تر است. این سهل‌انگاری در حالی رخ داده که جسد مرحوم مویدزاده در عمق 2 متری پیدا شده و در صورت وجود میله سونداژ امکان پیدا شدن وی در روزهای ابتدائی بسیار بیشتر بود. در همین حال هیچ کدام از اعضای این گروه ها از آموزش و تجربه لازم جهت جستجو در برف بی بهره بوده و بدون داشتن استراتژی مشخص و اتخاذ روشی هدفمند اقدام به حفر برف و جستجو می‌کردند به صورتی که بنابر اظهارات افراد حاضر در محل اعضای تیم آتش نشانی در بدو ورود به جانپناه شیر پلا می‌پرسند: شیر پلا همین جاست؟!! و روزهای ابتدائی اقدام به حفر چاهی به عمق 3 متر کرده و قصد حفر تونل در پائین سطح آن را داشتند که این اقدام، جان خودشان را نیز در معرض خطر قرار می داده است.

 

4-عدم هماهنگي بين تيم‌هاي امدادي هلال‌احمر، آتش‌نشاني و نيروهاي داوطلب (انجمن كوهنوردي دانشگاه تهران)

به گزارش خبرگزاری ورزش و به نقل از خانواده آن مرحوم  نبودن فرماندهی واحد در منطقه باعث ایجاد شلوغی و آشفتگی در عملیات جستجو بوده به نحوی که حتی در میان اعضای گروه‌های امدادی نیز برای اتخاذ روش جستجوی مناسب بحث‌های فراوانی در گرفته است. عدم هماهنگی در ارسال اطلاعات باعث ایجاد آشفتگی در  اطلاع‌رسانی بوده به نحوی که خبر پیدا شدن کاپشن فرد حادثه دیده و اعلام خرابی وضع هوا خلاف واقعیت موجود منتشر شد. عدم ثبت اطلاعات کسب شده از شاهدان عینی در روز اول به صورتی که در روز پنجم حادثه آخرین محل رویت فرد حادثه دیده مشخص نبوده و تنها پس از حضور داوطلبانه حسین نظر و شهنام جباری دو نفر از مربیان با سابقه فدراسیون کوهنوردی در روز دوشنبه عملیات جستجو با فرماندهی واحد و تحت نظارت آنها آغاز شد.

 

5- ضعف سازمانی:

شيفتي بودن تيم‌هاي امدادي آتش‌نشاني و عدم توانايي كمپينگ در ارتفاع عليرغم اعلام آمادگي و تجربه جستجو در بهمن و تقليل ساعت كاري مفيد تيم به كمتر از 5 ساعت در هر روز از دیگر نقاط ضعف این تیم بود. این در حالی است که رقابت بین تيم‌هاي امدادي هلال‌احمر و آتش‌نشاني به دليل اهميت منافع سازماني كه در عمل به جاي هم‌افزايي نيروها، منجر به فرسايش نيرو در كل عمليات و نهايتاً دعوا در چهارمین روز جستجو شد. گروه های امداد بیش‌تر از آنچه هدفشان پیدا کردن جسد و تسلی خاطر خانواده مرحوم باشد به حالت رقابت کار می‌کردند و در نهایت بعد از پیدا شدن جسد در حالی خانواده مرحوم مویدزاده در محل حضور داشته و در وضعیت روحی مناسبی نبودند، دو گروه امدادی در کنار جسد ایستاده و با یکدیگر در مورد انتقال آن بحث و جدل می‌کردند و حتی رییس گروه آتش نشانی به همکار خود دستور می داد از صورت جسد به خوبی فیلم برداری کند.

 

6- سگ‌های زنده یاب و دستگه فلز یاب

روز اول بعد از حادثه یعنی در روز جمعه تیم هلال احمر با سگ‌های زنده‌یاب در موقعیت بهمن حضور یافتند این سگ‌ها به گفته کسانی که در منطقه حضور داشتند تنها در یک موقعیت پارس کردند که این موقعیت با محل پیدا شدن جسد حداقل 8 متر فاصله داشت. با توجه به اینکه جسد تقریبا در عمق یک متری سطح بهمن قرار گرفته بود در مورد کارایی این سگ‌ها باید تامل بیشتری کرد. ضمن اینکه این سگ‌ها بجز همان روز جمعه دیگر در محل آورده نشدند. دستگاه فلزیاب نیز یکی از بهترین وسایلی است که می‌تواند در مدت زمان کوتاهی محل جسد را مشخص کند، اما هیچ کدام از نیروهای هلال احمر و آتش نشانی این دستگاه را به همراه نداشتند و حتی به فکر آوردن آن به محل حادثه هم نبودند.

 

7- نحوه انتقال جسد به پایین

در مورد حمل جسد و نحوه انتقال آن مجدداً بحث و جدل بين گروه هلال‌احمر و آتش‌نشاني در گرفت، اما نهايتاً با همكاري هم جسد را به ايستگاه 5 و از آنجا به پايين منتقل كردند. انتقال جسد به پایین بسیار به سختی انجام شد و طی این فرایند 2 نفر از اعضای تیم امداد به شدت دچار آسیب‌دیدگی شدند. در حالی که با استفاده از هلی‌کوپتر می‌توانستند این امر را تسهیل کنند. به طور کلی عدم ساماندهي نيروهاي داوطلب، همهمه، شلوغي و ارائه ايده‌هاي مختلف براي جستجو، برنامه‌ريزي و... حتي ميان اعضاي گروه‌هاي امدادي، نبود استراتژي واحد جستجو و تصميم‌گيري بر مبناي ايده‌هاي مشخص، نبود شبكه ارتباطي مناسب و آشفتگي در انتقال اطلاعات، عدم ثبت اطلاعات كسب شده از زمان حادثه تا روز پنجم به ترتيبي كه اطلاعات كسب شده نظير آخرين محل رؤيت نفر در روزهاي بعد عملاً در دسترس نبود، كثيف كردن محدوده با انواع زباله كه در برخي موارد در روزهاي بعد منجر به گمراه كردن عمليات جستجو مي‌شد از دیگر ضعف های این عملیات بود.

 

8- ورای مشکلات و نقایص مختلفی که در خلال این عملیات مشاهده شد، یک مساله اساسی وجود داشت که می‌توان از آن به مشکل دیدگاهی نزد برخی از تیم‌های امدادی اشاره كرد. مبحث امداد و نجات در جای خود یک امر انسان دوستانه است و بسیاری از افرادی که در محل به جستجو مشغول بودند با هزینه‌های شخصی به محل آمده بودند. لیکن وجود چند دیدگاه که سعی می‌نمود پیدا شدن جسد مرحوم مویدزاده را به گروهی خاص نسبت دهد یا زحمات گروه های دیگر را تحت شعاع قرار دهد، آزار دهنده می‌نماید. برخی از افراد در خلال عملیات و بعد از آن سعی در القای آن داشتند. اما باید گفت پیدا شدن این جسد کلاً حاصل کار تک تک افراد حاضر در محل است و هیچ گروهی نمی‌تواند ادعای پیدا کردن انفرادی جسد مرحوم مویدزاده را داشته باشد. گواه این نکته این است در شرایطی که تنها تیم های حاضر در منطقه تیم آتش نشانی و هلال احمر بودند، نتوانستند جسد آن مرحوم را پیدا نمایند و در روز شنبه به بهانه بدی آب و هوا و وجود بهمن‌های متعدد رای به قطع عملیات امداد دادند. این عملیات با پی‌گیری خانواده مرحوم و برخی از داوطلبان هلال احمر (که کاملا شخصی به منطقه آمده بودند) در روز یکشنبه از سر گرفته شد و در نهایت در روز سه شنبه منجر به پیدا شدن جسد شد.

  

Skip Navigation Links
» نسل آفتاب
    


تبلیغات